ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

395

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

بود از ياريش سر برتافت ، زيرا صلاح الدين او را امارت سنجار و وعدهء حكومت داده بود . سيف الدين غازى در رمضان سال 570 لشكرى به سردارى برادرش عز الدين مسعود ، به شام فرستاد و سپهسالار خود عز الدين محمود را كه به زلفندار [ 1 ] ملقب بود همراه او نمود و تدبير كار لشكر به دو داد . سيف الدين خود به سنجار رفت و عماد الدين زنگى را به محاصره گرفت . عماد الدين نيك پايدارى كرد . به هنگام محاصره خبر يافت كه برادرش عز الدين مسعود در شام از صلاح الدين شكست خورده است پس در سنجار با عماد الدين مصالحه نمود و به موصل باز گرديد . سيف الدين غازى بار ديگر لشكرى به سردارى برادر خود عز الدين مسعود و عز الدين زلفندار [ 1 ] بسيج كرده به جنگ صلاح الدين فرستاد . اين لشكر به حلب رفت و سپاهيان او كه در حلب بودند به آن پيوستند و همگان راهى نبرد با صلاح الدين شدند . صلاح الدين نزد سيف الدين كس فرستاد كه حمص و حماة و دمشق را به او واگذارد و بر اين صلح كنند . و او نايب الملك الصالح اسماعيل باشد ولى سيف الدين غازى نپذيرفت و گفت بايد هر چه از شام گرفته است باز پس دهد و خود به مصر بازگردد و بر آن بسنده كند . صلاح الدين چون از مصالحه مأيوس شد عزم نبرد كرد و در نزديكى حماة با لشكر عز الدين روبرو گرديد . عز الدين زلفندار بگريخت ولى عز الدين مسعود برادر سيف الدين چندى پايدارى كرد و چون صلاح الدين حمله كرد او نيز بگريخت . صلاح الدين لشكرگاهش را تاراج كرد و از پى ايشان بتاخت تا آنان را به حلب باز گردانيد و شهر را محاصره نمود . صلاح الدين نام الملك الصالح اسماعيل را از خطبه و سكه بيفكند و فرمان داد كه در جميع بلادش به نام وى خطبه بخوانند . چون مدت محاصره به دراز كشيد با او مصالحه كردند كه هر چه از شام در دست دارد از آن او باشد . بر اين قرار صلح برقرار گرديد . صلاح الدين در دهم شوال سال 570 از حلب به حماة باز گرديد و از آنجا به بعرين لشكر برد . بعرين در دست فخر الدين مسعود بن زعفرانى ، از امراى نور الدين بود . فخر الدين به صلاح الدين پيوسته بود و در خدمت او بود و چون در خدمت او به مقاصد خويش نمىرسيد از صلاح الدين جدا شده به بعرين رفت . صلاح الدين بعرين را محاصره نمود تا مردم از او امان خواستند . چون بعرين را گرفت به حماة آمد و آن را به دايى خود شهاب الدين محمود بن تكش الحارمى به اقطاع داد و حمص را به ناصر الدين محمد پسر عمويش شيركوه اقطاع داد . آنگاه به دمشق رفت و در اواخر شوال همان سال 570 به دمشق وارد شد . سيف الدين غازى صاحب موصل بعد از هزيمت برادرش و لشكريان او از محاصرهء برادر ديگرش در سنجار دست برداشت و چنان كه گفتيم به موصل باز گرديد .

--> [ ( 1 ) ] متن : القنذار .